X

تفسیر و بررسی مزمور ۳۳ ( بخش دوم)

تفسیر و بررسی مزمور ۳۳ 

امیدوار در خداوند

( بخش دوم) 

قبل از اینکه وارد بررسی این مزمور شویم باید چند سوال مهم از خودمان بپرسیم، این سوالات مختص تفسیر این مزمور نیست بلکه هر گاه هر نوشته ایی از کتابمقدس را مطالعه میکنیم، پاسخ به این سوالات به یاری روح القدس خداوند در درک بهتر و عمیقتر نوشته پیش رو بینهایت مفید میباشد. 

۱-چه کسی نوشته است؟

۲-به چه کسی نوشته است؟ 

۳-چه زمانی نوشته است؟ 

۴-به چه سبکی نوشته است؟

۵-چه چیزی نوشته است؟

 

۱-چه کسی این مزمور را نوشته است؟

این مزمور در مجموعه مزامیر کتاب اول قرار دارد.(کتاب اول مزمور ۱- ۴۱ ( داود و شایول) کتاب دوم: مزمور ۴۲- ۷۲ ( پادشاهی داود) کتاب سوم مزمور ۷۳ - ۸۹ ( خطر آشور) کتاب چهارم مزمور ۹۰- ۱۰۶ ( ویرانی معبد و تبعید) و کتاب پنجم مزمور ۱۰۷- ۱۵۰ (بازگشت قوم و پرستش و ستایش)) در مجموعه مزامیر کتاب اول تنها چهار مزمور داریم که نویسنده آن قید نشده است. مزمور ۱، ۲ ، ۱۰ و مزمور ۳۳ . هر چند نسخه یونانی عهد عتیق یعنی ساپتوجنت مزمور ۱۰ و ۳۳ را به داود نسبت داده اما قریب به زیادی از مفسرین نامی بر آنها قرار نداده اند. نویسنده این مزمور بعنوان اول شخص مفرد مانند مزمور ۳ و ۴ و ...ننوشته بلکه دوم شخص جمع. پس دقیقا نمیدانیم که چه کسی مزمور ۳۳ را نوشته، هر چند در آیه ۱۶ از پادشاه سخن گفته اما دلیلی بر این نیست که بگوییم داود نویسنده آن است. اما آنچه توجه ما را به خود جلب میکند پایان مزمور ۳۲ که متعلق به داود است و آغاز مزمور ۳۳ میباشد که گویی دنباله دار هم هستند. در ۳۲ : ۱۱ میخوانیم:« ای صالحان در خداوند شادی و وجد کنید، و ای همه راست دلان ترنم نمایید.» و مزمور ۳۳ با این آغاز شده است:« ای صالحان در خداوند شادی نمایید، زیرا که تسبیح خواندن راستان را می شاید.» آیا واقعا داود نویسنده این مزمور نیز میباشد؟ پس چرا نام او بعنوان نویسنده قید نشده است؟ پاسخ به این سوالات دشوار نیست اگر درک آن ساده باشد که جمع آوری کننده گان مزامیر از همان ابتدا در نسخه عبرانی اسم نویسنده را قید نکرده اند پس این باید برای ما کفایت کند که نام نویسنده را نامعلوم بدانیم. آیا احتمال اینکه یکی از کاهنین یا لاویان که مسیولیت مدیریت سرودخوانی در معبد را داشتند این مزمور را بلافاصله پس از مزمور داود نوشته و آن را در ادامه مزمور ۳۲ قرار داده اند؟ نمیدانیم.( اول تواریخ ۶ : ۳۱- ۴۸ ) برای ما این بسنده و کافیست که بدانیم که این مزمور هر چند نویسنده آن معلوم نیست تمامی دلایل درست الهی و منطقی و بقولنا کتابمقدسی را در خود داشته که به میل و اراده خود خداوند به میان مجموعه مزامیر در این بخش از کتاب آمده، ثبت و حفظ شود؛ و برای ما کفایت میکند که آن را مانند هر مزمور دیگر در این صد و پنجاه مزمور و تمام کتابمقدس، یک مکاشفه الهی و هدایت شده از جانب روح القدس بدانیم.

۲-به چه کسی این مزمور را نوشته است؟ 

همانطور که قید شد غالب مزامیر اول شخص مفرد هستند و نویسنده آن معلوم است اما این مزمور در حالت دوم شخص جمع نوشته است. افعال بکار برده شده جمع هستند و نه مفرد. مکررا نام یهوه ، خدایی که مشخصا در بین اسراییل رواج داشته و پرستش میشد قید شده است. نویسنده مزمور یک عبرانی ست و این مزمور در مجموعه مزامیر کتاب عبرانی ست پس مخاطبین اولیه آن قوم اسراییل بوده است. اما در بطن این مزمور همچنین شاهد هستیم که روی سخن مزمورنویس نمیتوانسته تنها به یک نفر یا یک گروه خاص باشد بلکه شاهد هستیم که چگونه تمامی آفرینش و هستی خداوند را در منشاء نظر خود داشته است یعنی از اسراییل گرفته تا تمامی امتهای دنیا. 

۳-چه زمانی این مزمور را نوشته است؟

شباهت و قراین گویای یک تاریخ مشخص برای این مزمور نیست. دوران پادشاهی داود؟ قبل از تبعید؟ دوران تبعید یا پس از بازگشت از تبعید؟ نمیدانیم. اما یک هوای درخواست و نیاز برای رحمت خداوند وجود دارد. یک هوای در قید و بند بودن شدید، یک اسارت، یک جنگ و نبرد، و در زیر یک فشار و تهدید خارجی بر قوم خداوند و بر برگزیده گان بودن چرا که شاهد التماس و درخواست مزمورنویس برای محافظت و حمایت یهوه خدا هستیم، برای اتکاء و اعتماد به قدرت یهوه خداوند برای پیروزی. همچنین میتوانیم روح پرستش و ستایش پرستنده گان گروهی در معبد را در آن مشاهده کنیم. این میتوانسته در مراسم خاص شکرگزاری و اعیادی که اسراییل از سراسر سرزمین خود آمده و در معبد آن را جشن میگرفتند و سرود میخواندند و شکرگزاری میکردند باشد. به یاد آوردن کارهای عظیم خداوند از ابتدای آفرینش و برای قوم خود و برای امتهای دنیا.

۴-به چه سبکی این مزمور را نوشته است؟

در میان سبک های متعدد مزامیر که از نوع ستایش، حکمت، توبه و ندامت، نوحه و سوگواری، یا بعضی مزامیر لعنت هستند این مزمور در سبک ستایش و پرستشی نوشته شده است. یک دعوت برای شناخت و معرفی خداوند که از یهوه در آیه ۱ آغاز شده و با یهوه در آیه ۲۲ ختم شده و گویی بار دیگر برگشته است به آیه اول و دعوت و فرمان به پرستش و ستایش یهوه. و ما این تکرار را بطور واضح در آیات مشاهده میکنیم. تکرار اینکه بیاد آورند خداوند آنها کیست، چه کرد، قادر به چیست، دانا به چیست و چرا باید او را با تمام قوت و انرژی خود ستایش کنند و آنان را فرامیخواند تا در این شرایط موجود خود، به این خداوند اعتماد و توکل داشته و منتظر کارهای عظیم او بمانند. به همین دلیل وقتی این بیست و دو آیه را میخوانیم درخواهیم یافت که این پرستش و فراخوانی یک نفره از جانب یک نفر نیست مانند مزمور ۱۸: ۱- ۲  یا مزمور ۲۳: ۱ یا مزمور ۳۰: ۱ بلکه دعوت به یک پرستش یک گروه یا یک قوم یا یک ملت است. دعوت از یک ملت تا اعمال و شخصیت خدای خود را که آنها را برگزیده و آنها را رستگار کرده و وفاداری خود را در طول تاریخ بارها و بارها به نیاکان آنها ثابت کرده بیاد آورده و با صدایی بلند و رسا پر از خوشی عظیم او را پرستش و ستایش کرده و وفادارانه منتظر کارهای عظیم او برای قوم و ملت خود بمانند.

۴-چه چیزی در آن نوشته است؟

در مجموعه تفسیر و بررسی کتابمقدس توسط تمپر لانگمن جلد پنجم ص.۳۱۷،  در خصوص نمای کلی این مزمور میخوانیم:« اساس و شیرازه این مزمور یک نظم و یک آهنگ تکراری را که در هر نسلی میبایست تشویق و ترغیب به پرستش یهوه خدای خود شوند در خود دارد. شواهد موجود در این مزمور گواه بر محبت بی خلل خداوند در گذشته، حال و اینده به قوم برگزیده خود است. به همین دلیل هر نسل این انگیزه میبایست در آنها شعله ور شده که با چشمان ایمان به این خداوند نظر کرده بر او و کارهای او تمرکز کرده و در یک یادآوری و یک تمدید و تجدید کردن محبت او، او را ستایش و پرستش نمایند.»

و وقتی به این بیست و دو ایه نگاه میکنیم بطور عجیبی مشاهده میکنیم که این مزمور با اسم یهوه در آیه ۱ آغاز شده و با اسم یهوه در آیه ۲۲ پایان یافته اما در تمامی آیات مابین این دو ایات، به غیر از آیات ۱۷-۱۸، سیزده بار اسم یهوه، بیست و سه بار از او بعنوان سوم شخص مفرد و یکبار دوم شخص مفرد نام برده شده است. در یک کلام ساده: در بیست و دو ایه، مزمورنویس بیش از سی و هفت بار در باره یهوه نوشته است! از یهوه نوشته است! این به خودی خود از انگیزه نوشتن این مزمور و طوری که مزمور آغاز شده و پایان یافته و در یک چرخش قرار گرفته سخن میگوید. یعنی جاییکه که مزمورنویس قوم خود را دعوت میکند تا با غوغا و آوایی بلند در خوشی عظیم این یهوه او را با تمام وجود و قوت خود ستایش کنند، طوری که از بطن خود او چنین ستایشی فوران زده است! 

این مزمور  با آیات ۱- ۳ به فرمان دادن برای شادی در خداوند آغاز شده و با امید به رحمت در خداوند پایان پیدا میکند. اینطور که گویی با یک فراخواندگی در شادی خداوند آغاز شده و در یک انتظار در خداوند به پایان رسیده است. نه شادی و نه انتظار در خلاء و تخیل و روحانیت نیست بلکه در گوشت و بافت زندگی زمینی انسان تنیده شده است. خطر است و تهدید است و جنگ است و ناباوری و ترس از انسان و ترس از ناتوانی ها؛ مزمورنویس به تمامی اینها اعتراف میکند اما باز برمیگردد به منبع و سرچشمه قوت و ایستایی خود: شادی در خداوند. ترس در خداوند. امید در رحمت خداوند. اطمینان در نام قدوس خداوند. امید در خداوند.

عزیزان! انسان دوست دارد همه چیز را در باره خود و در ارتباط خود و در باره قدرت و توانایی خود و برکت و سلامتی خود بخواند، هر چند این فلسفه تازه ایی نیست. و متاسفانه بعضی از الهیات و سازمانهای مسیحی، بخصوص در جامعه شرق و آفریقا در سرزمینهای زیر ظلم و ستم از جمله ایران، بیشتر مردم را به این سوی انحصاربفردی سوق میدهند. انگاری خداوند اینجاست تا تمامی مشکلات ما را برای ما حل کند، ما را برکت بدهد، ما را سلامتی و قوت بدهد، و از ما محافظت کند و وقتی دعا میکنیم بلافاصله آن را برای ما پاسخ بدهد. هر چند برکت و سعادت انسان همواره مد نظر خداوند بوده اما ابتدا نباید در باره انسان باشد بلکه در باره خدا. به همین دلیل ما خواهیم دید که این مزمور ابتدا تماما در باره یهوه است، نه در باره انسان، نه در باره هیچ پادشاهی ، هیچ سرزمین خاصی، قوم خاصی، یا حتی در باره دنیا و زندگی؛ هر چند تمامی اینها در آن نهفته و به آنها اشاره شده، اما تمامیت این مزمور بر یهوه بر شخصیت و کار و مقام او استوار است؛ سپس بر آنکس که پرستنده و ستاینده اوست چگونه باید در این شناخت از این خداوند زندگی کند و دیدگاه و جهان بینی او در باره زندگی و دنیا و هر آنچه در آن میگذرد، یعنی در خانه خود، در شهر خود، در سرزمین خود و در تمامی دنیا چه باید باشد. و چگونه در این توازن برکت و سعادت و محافظت الهی تمامی او را و خانه او را و ملت و سرزمین او را پر خواهد کرد برای ستایش نام خداوند و امید بستن در خداوند.  ( ادامه دارد...)