تفسیر مزمور
من این مزمور را بر حسب طبقه بندی شدن آنها در پیامی که در خود اورده اند به پنج بخش تقسیم کرده ام. و اگر خوب دقت کنید شما یک نظم نوشتاری زیبا را در سرایش این مزمور مشاهده میکنید:
۱-آیات ۱- ۳ : شادی در پرستش یهوه.
۲-آیات ۴- ۷ : دلایل پرستش یهوه.
۳-آیه ۸: ترس یهوه
۴-آیات ۹- ۱۷ : دلایل ترس یهوه.
۵-آیات ۱۸ - ۲۲ : انتظار و امید در یهوه.
آیات ۱- ۳ : شادی در پرستش یهوه.
«۱ ای صالحان در خداوند شادی نمایید، زیرا که تسبیح خواندن راستان را میشاید. ۲ خداوند را با بربط حمد بگویید؛ با عود ده تار او را سرود بخوانید. ۳ سرودی تازه برای او بسرایید؛ نیکو بنوازید با آهنگ بلند.»
در نسخه اصلی مزمور با فعل امری « شادی نمایید» که فعل جمع است آغاز شده است. فرمان به یک گروه به یک مردم و به یک ملت است. در نسخه عبرانی میخوانیم:« شادی نمایید ای صالحان در یهوه.» فعل شادی نمایید در این ایه در ریشه و کاربرد عبرانی آن گویای یک فراخوانی با صدای بلند و فریاد و غوغای عظیم است. اگر خوب دقت کنید انگاری ادامه مزمور ۳۲: ۱۱را داریم:« ای صالحان در خداوند شادی و وجد نمایید، و ای همه راست دلان ترنم نمایید.» نویسنده از شنونده گان و خواننده گان مزمور چه در زمانی که مزمور نوشته شده چه در طول تاریخ تقاضا و درخواست پرستش و ستایش یهوه را نکرده به آن در یک شوق و شوری عظیم فرمان داده است. اهمیت این فرمان و این فراخواندگی برای شادی و شادمانی در خداوند زمانی برای ما فارسی زبانانی که دین عربی بر فرهنگ و سنت و آیین ما غلبه یافت و از آن شاخه شیعه و شیعه گری منشعب شده و در آن بدنیا آمده و رشد کرده و بزرگ شده ایم اهمیت پیدا میکند که مفهومی بنام شادی در خداوند در ایین شیعه و در کل در آیین اسلام وجود خارجی ندارد. پیامبر عربی و آیین او در ترس و ایجاد ترس و ارعاب و ترور آغاز شده، رشد کرده و گسترش یافت. از آن شاخه شیعه، شاخه شهیدپروری و ماتم و عزاداری جوانه تاریک آن شکوفه زد. ما بقول آقای خمینی: ملت عزا هستیم. ما بقول خمینی به گریه و ماتم زنده ایم. بقول خمینی این تاسوعا و عاشوراها و محرم ها است که ملت ما را زنده نگه داشته است. شادی در این مذهب و در این باور جایی ندارد. و هر گونه شادمانی را یک لهو و لعب و خوشی زمینی میدانند. این شادی در خداوند در اینجا یک شادی لهو و لعب و مستی از شراب نیست؛ مخرب نیست؛ این اساس و در ذات خداوند ماست. خدای ما خدای شالوم یعنی خدای صلح است. و در صلح شادی و ارامش و قرار است. ما با غم و اندوه و ماتم غریبه نیستیم اما در آن زندگی نمیکنیم ما بقول پولس رسول در آنها خوشی میکنیم. در رنجها شاد هستیم. شادی ما شادی زمینی نیست: شادی در یهوه است. شادی در خداوند به رغم مصیبتها و رنجها و دردها. اگر ملتی باید زنده شود و راه تازه حیات و زندگی و جهان بینی را بدست بیاورد باید خدای خود را عوض کند. یا اگر خدایی را قبول ندارد به این خدای زنده و خدای صلح قلب و فکر خود را بسپارد.
این عبارت شادی در نسخه یونانی کتابمقدس آگالیاسته قید شده و همین فعل که از ریشه آگالیاوو گرفته شده وارد نوشتجات عهد جدید میشود. در سرود مریم آن را داریم، ( لوقا ۱: ۴۷ ) و از زبان خود خداوند ما عیسای مسیح آن را میخوانیم.( لوقا ۱۰: ۲۱ و یوحنا ۸ : ۵۶ ) و از قلم پطرس رسول. ( اول پطرس ۱: ۵- ۶ ، ۸ ) دو چیز در این آیه حایز اهمیت است وقتی آن را به فرمان شادی نمودن وصل میکنیم:« صالحان، راستان» و « در یهوه» باید بپرسیم به چه کسی فرمان شادی نمودن داده شده است؟
۱- به « صالحان» به عبرانی صدیق، یا صادق ها، کسانی که در آنها دروغ و مکر و ریایی نیست. آنانی که عدالت و برابری را دوست دارند و در آن رفتار و زندگی میکنند. ۲- به چه کسی فرمان تسبیح خواندن: هللویاه گفتن: ستودن خداوند داده شده است؟ « به راستان؛» به عبرانی یسر یا آنانی که در فکر و زندگی و رفتار آن کژروی نیست. راههای خود و دیگران را از راستی و عدالت و درستی برای نفع و منفعت خود بیراهه نمیکنند. اگر صالحان کسانی هستند که راست و نیک هستند. راستان کسانی هستند که در این راستی و نیکی زندگی و رفتار میکنند. یکی دیگری را ملزم میشود و هر دو همدیگر را کامل میکنند. در واقع هم صالحان و راستان در این جمله مترادف هم هستند.
اما عزیزان، در طول کتابمقدس درخواهیم یافت که اگر تنها یک شخص صالح و نیک و عادل و راست و درستکار وجود داشته باشد فقط خود خداست نه هیچ انسانی؛ او فقط صالح و نیک و عادل و راست و درستکار نیست او چشمه و آغاز و خود تمامی این صفات است. زیرا در بافت و ذات اوست و بدون آنها او خدا نیست پس تنها از اوست که این صالح و نیک و عادل و راست بودن شریان دارد و روان است؛ ما فقط در مسیر شریان این رودخانه بنا شده ایم و تغذیه کننده و نوشنده آن هستیم. اتفاقا آیه ۴ میگوید که :« زیرا کلام خداوند مستقیم است » همین راست بودن و مستقیم و بی ریا و بدون مکر بودن تاکید شده و درخواهیم یافت راستان راست دل هستند زیرا کلام خدا را در باور و فکر و عمل خود دارند؛ پس این راستی از آنها نیست بلکه از آن خود خداوند از کلام زنده اوست که در شربان فکری و جان و روح و روان آنها عمل کرده است.
در مزمور ۷: ۱۷ خوانده میشود:« ۱۷ خداوند را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت و اسم خداوند تعالی را تسبیح خواهم خواند.» عدالت در اینجا همان صَدَقه یا صالح، راست، نیک در عبرانی ست. جای دیگر میخوانیم:« ۷ زیرا خداوند عادل است و عدالت را دوست میدارد، و راستان روی او را خواهند دید.» (مزمور ۱۱)مجددا «عادل» و « عدالت» هر دو همان صَدَقه در عبرانی هستند: صالح و راست. و «۲۷ آنانی که خواهان حق منند ترنّم و شادی نمایند و دائماً گویند خداوند بزرگ است که به سلامتی بندة خود رغبت دارد.» ( مزمور ۳۵ ) «حق» در این آیه همان صَدَقه یا صالح و راست و عادل و نیک است. «۱ ای خداوند دعای مرا بشنو و به تضرّع من گوش بده! در امانت و عدالت خویش مرا اجابت فرما! ۲ و بر بنده خود به محاکمه بر میا. زیرا زندهای نیست که به حضور تو عادل شمرده شود.» ( مزمور ۱۴۳) صفت عدالت در عبرانی برابر است با همین صالح بودن. مجددا عدالت در اینجا نیز همان صَدَق در عبرانی است و مشاهده میکنیم که این نیکی و راستی اوست که مزمورنویس را عادل و نیک و راست خواهد شمرد.
و نویسنده گان عهد جدید بخصوص پولس رسول که در شریعت موسی تعلیم یافته و بزرگ شده بود بخوبی این را درک کرده بود که در انسان یاغی و طغیانگر بر ضد قدوسیت و فرمان خداوند هیچ راستی و نیکی و صالح بودنی نیست. (رومیان ۳ : ۱۰ - ۱۸ ) و پولس رسول دریافت این عدالت و صالح بودن و نیکی خداوند را فقط از جانب خود خداوند در روح و ذات و جان انسان با ایمان آوردن به عیسای مسیح ربط میدهد که خداوند عدالت و انصاف و نیکی خود را در ما قرار میدهد:«لیکن الحال بدون شریعت عدالت خدا ظاهر شده است چنانکه تورات و انبیاء بر آن شهادت میدهند. یعنی عدالت خدا که بوسیله ایمان به عیسی مسیح است به همه و کل آنانی که ایمان آورده اند زیرا که هیچ تفاوتی نیست.» ( رومیان ۳: ۲۱- ۲۲) به همین دلیل پولس رسول بر این تاکید میکند که:« ۳۰ لکن از او شما هستید در عیسی مسیح که از جانب خدا برای شما حکمت شده است و عدالت و قدوسیت و فدا.» ( اول قرنتیان ۱ ) و چون ما شریر و قادر به صالح بودن نیستیم، این صالح بودن و نیک و عادل بودن خود خداوند است که در ما قرار گرفته است، تماما از آن اوست نه از ما، و ما خوانده شده ایم اکنون مانند خداوند در صالح بودن و نیک بودن و عادل بودن او، صالح و نیک و عادل باشیم. پس پولس رسول مینویسد:«۲۴ و انسانیت تازه را که به صورت خدا در عدالت و قدوسیت حقیقی آفریده شده است بپوشید. » ( افسسیان ۴ )
نکته دوم در این آیه عبارت « در یهوه،» میباشد که باید به آن بپردازیم: ליהוה لِ یهوه. حرف لِ حرف اضافه در، به، بسوی، داخل، معنی میدهد. این حرف اضافه چه در عبرانی و چه در یونانی که آن را « هِن» میخوانیم « هِن کرایست» یعنی « در مسیح » ( بیش از دویست و پنجاه بار در نامه های پولس رسول و رسولان مسیح دیده میشود؛) این حرف فقط یک حرف اضافه نیست بلکه با خود معنی و مفهوم یک مکان و یا یک محل حقیقی را میاورد. مانند: « در خانه تو» « در شهر ما» « در فکر او.» وقتی این حرف اضافه را با این دید نگاه میکنیم که نویسنده گان کلام مقدس در هدایت روح القدس عمدتا از چنین منظوری استفاده کرده اند آنگاه در خواهیم یافت هر گاه میخوانیم: در یهوه، در خداوند، در روح القدس، در واقع به خود شخصیت و ذات و مقام خداوند اشاره شده است. اگر خوشی و شادمانی باید از طرف صالحان باشد باید این خوشی و شادمانی « در خداوند» باشد: در یهوه. زیرا یهوه خدای صلح و سلامتی است و هر جا که صلح و سلامتی او باشد، شادمانی ست :«و خدای سلامتی با همه شما باد.آمین.» ( رومیان ۱۵ : ۳۳ ) « و سلامتی خدا که فوق از تمامی عقل است دلها و ذهنهای شما را در مسیح عیسی نگاه خواهد داشت.» ( فیلیپیان ۴ : ۷ ) پس وقتی مزمورنویس میگوید در یهوه شادی نماید، او در مقام و شخصیت و آنچه خداوند هست فرمان به شادی داده است. در خداوندی که هست، زنده و قادر و توانا و دانای مطلق است. ما ایمانداران مسیحی باور داریم که آری یهوه هست و او در تمامی هستی حضور دارد لیکن چون زمانها به کمال رسید، بر طبق تمامی پیشگویی های تورات و انبیاء و مزامیر بواسطه جسم گرفتن فرزند یگانه خود عیسای مسیح خود را آشکار نمود و ثابت نموده، پس او هست. اما او خدای تثلیث است. اگر ما با ایمان آوردن به عیسای مسیح در عیسای مسیح هستیم و عیسای مسیح در ما، بواسطه حضور روح مقدس او در ما، پس ما در یهوه هستیم. « ۲۰ و در آن روز شما خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما.» ( یوحنا ۱۴ )
۲ خداوند را با بربط حمد بگویید؛ با عود ده تار او را سرود بخوانید. ۳ سرودی تازه برای او بسرایید؛ نیکو بنوازید با آهنگ بلند.»
۲ خداوند را با بربط حمد بگویید؛ با عود ده تار او را سرود بخوانید.
آلات موسیقی همواره بخشی از سنت و آیین امتها بوده و در مراسم جشن و شادی و همچنین پرستش خدایان خود از آنها استفاده میکردند. آلات موسیقی برای پرستش نباید مورد حمله ما قرار گیرند بلکه پرستش بتها و خدایان دروغین توسط این آلات. آلات موسیقی به خودی خود منفور و مطرود نیستند بلکه به نحوی که از آنها استفاده میشوند میتوانند مخرب و ویران کننده باشند.
در اینجا دو وسیله نام برده شده: بربط و عود ده تار؛ آنچه در این ایه و در طول آیات کتابمقدس مشهود و گویاست استفاده کردن این الات موسیقی برای پرستش و نیایش یهوه تایید و تشویق شده است. برای اولین بار استفاده کردن الات موسیقی برای نیایش و پرستش یهوه در خروج ۱۵ : ۱۹ - ۲۱ دیده میشود. پس از خروج عظیم اسراییل از اسارت مصر و عبور شگفت انگیز کل قوم از میان دریای شکافته شده و رهایی از دست ارتش فرعون؛ میخوانیم :« ۲۰ و مریمِ نبیه، خواهر هارون، دف را به دست خود گرفته، و همة زنان از عقب وی دفها گرفته، رقص کنان بیرون آمدند. ۲۱ پس مریم در جواب ایشان گفت: «خداوند را بسرایید، زیرا که با جلال مظفر شده است؛ اسب و سوارش را به دریا انداخت.» مزامیر مکررا استفاده کردن الات موسیقی برای پرستش و ستایش یهوه را بیان کرده و به آن فرمان داده اند. « ۱ ترنّم نمایید برای خدایی که قوّت ماست. برای خدای یعقوب آواز شادمانی دهید! ۲ سرود را بلند کنید و دف را بیاورید و بربط دلنواز را با رباب!» ( مزمور ۸۱ : ۱- ۲ ) و گاها این الات موسیقی در زمان پرستش یهوه با رقص پرستنده گان همراه بوده است:« ۱ هلّلویاه! خداوند را سرود تازه بسرایید و تسبیح او را در جماعت مقدّسان! ۲ اسرائیل در آفریننده خود شادی کنند و پسران صهیون در پادشاه خویش وجد نمایند. ۳ نام او را با رقص تسبیح بخوانند. با بربط و عود او را بسرایند.» ( مزمور ۱۴۹ ) هر چند نوع موسیقی و نوع پرستش یکی از مبحث های طولانی در مسیحیت و کلیسای مسیح بوده و قصد من بررسی و نقد آنها نیست، که چه نوع موسیقی پرستشی بجا و کدام یک نادرست هستند. بلکه قصد من بررسی این ایه از مزمور است که نویسنده خواننده گان خود را تشویق و ترغیب به پرستشی شایسته خداوند با آلات موسیقی کرده است.
ما میدانیم که در باور محمد پسر عبدالله استفاده از آلات موسیقی در پرستش الله در مساجد و مراسم متعدد دینی حرام شناخته شده و ممنوع شده است. مبلغین این دین در زمان تصاحب قدرت پا فراتر گذاشته و گاها در کل جامعه آن را حرام و ممنوع دانستند. شاید شما بیاد بیاورید وقتی آیت الله خمینی در راستای پخش کردن و گسترش دادن اسلام ناب محمدی تمامی الات موسیقی را در کل ایران حرام دانست و آن را ممنوع کرد؛ این در جامعه ایی که تمام فرهنگ و آیین پارس به موسیقی و رقص مزین بود یک مرگ هنری بود.
پس از اینکه از استفاده آلات موسیقی برای پرستش یهوه سخن گفتیم باید به عبارت « حمد گفتن » اشاره کنیم. میگوید خداوند را با بربط حمد گویید. حمد گفتن به عبرانی یدا همچنین به معنای اعتراف به گناه نیز آمده است. آیا منظور مزمورنویس از استفاده کردن بربط برای حمد گفتن خداوند نه تنها پرستش یهوه بوده بلکه همزمان با پرستش یهوه اعتراف به گناهان خود و قوم و ملت خود؟ ما مکررا فعل حمد گفتن را بعنوان اعتراف به گناهان در مزامیر دیگر نیز دیده ایم:« ۵ به گناه خود نزد تو اعتراف کردم و جرم خود را مخفی نداشتـم. گفتـم: عصیـان خـود را نـزد خداوند اقـرار میکنم. پس تو آلایش گناهم را عفو کردی.» ( مزمور ۳۲ ) اعتراف کردن در این ایه همان فعلی ست که بعنوان حمد گفتن استفاده شده است. و «۱۷ خداوند را برحسب عدالتش حمد خواهم گفت و اسم خداوند تعالی را تسبیح خواهم خواند» ( مزمور ۷ )
میتوانید تصور کنید روزی که یک نفر، یک خانه، یک شهر، یک کلیسا، و یک ملت در سرود و آلات موسیقی با صدایی بلند در یک خوشی عظیم از ته دل با قوت به گناهان خود نزد خدای قدوس، یهوه در یک روح پرستش و ستایش اعتراف کند؟ میتوانید تصور کنید که قدرت و عظمت این در آسمان چه خواهد بود؟ این همان قربانی زنده تقدیم شده به خداوند است.(رومیان ۱۲: ۱- ۲ )
۳ سرودی تازه برای او بسرایید؛ نیکو بنوازید با آهنگ بلند.»
یعنی چه سرودی تازه برای او بسرایید؟ اگر خداوند در پاکی و قدوسیت خود، انسان گناهکار را صالح و راست دل ساخته و میسازد: اگر انسان هر روزه در خطر سقوط در گناه و شرارت است و هر روز در خطر سقوط شک و تردید به خداوند خود، و خداوند در صداقت و راستی خود روزانه و دایما آنها را از آن محافظت میکند پس هر روز روزی نوین در خداوند است. هر روز روز تازه ایی در خداوند است پس هر پیروزی هر شکرگزاری هر برکتی از جانب او تازه است پس شایسته سرودی تازه برای خداوند است.
به احتمال زیاد هیچ نبی دیگری جز ارمیاء نبی در باره بها و ارزش سراییدن یک سرود تازه برای یهوه نمیدانست از آنجایی که شاهد ویرانی یهودا و به تبعید رفتن آن بود و شاهد این بود که تعداد اندکی توبه کرده و از گناهان خود بازگشته و باقی مانده اند:« ۲۲ از رأفتهای خداوند است که تلف نشدیم زیرا که رحمتهای او بی زوال است. ۲۳ آنها هر صبح تازه میشود و امانت تو بسیار است.» (مراثی ارمیاء ۳ ) و هیچکس دیگر از میان شاگردان مسیح جز یوحنای رسول در باره ارزش و اهمیت سرایش این سرود تازه نمیدانست وقتی هیچکس دیگر نه در آسمان و در زمین و در زیر زمین قادر بود مُهر دفتر حیات را بگشاید مگر« شیری که از سبط یهودا و از ریشه داود است؛» سپس میخوانیم:« ۸ و چون کتاب را گرفت، آن چهار حیوان و بیست و چهار پیر به حضور بره افتادند و هر یکی از ایشان بربطی و کاسههای زرین پر از بُخور دارند که دعاهای مقدسین است. ۹ و سرودی جدید میسرایند و میگویند: «مستحق گرفتن کتاب و گشودن مهرهایش هستی زیرا که ذبح شدی و مردمان را برای خدا به خون خود از هر قبیله و زبان و قوم و امّت خریدی ۱۰ و ایشان را برای خدای ما پادشاهان و کهنه ساختی و بر زمین سلطنت خواهند کرد.»(مکاشفه ۵ )
وقتی مزمورنویس فرمان به ستایش و پرستش یهوه را میدهد به این فرمان میدهد که برای او سرودی تازه بسرایند؛ سپس ادامه داده به دادن دلایل اینکه چرا باید یهوه اینگونه پرستش و ستایش شود. چرا باید برای او هر روز ترانه و سرودی تازه سرایید. و این با حرف ربط « زیرا» در آغاز ایه ۴ خود را نشان داده است.
ادامه دارد